السيد محمد محسن الطهراني

19

مهر فروزان (نمائى اجمالى از شخصيت علمى و اخلاقى حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى ) (فارسى)

غيب و وصول به مدارج و معارج عوالم عِلْوى اكتساب نمايد ، ليكن مدركات امام عليه‌السّلام بر اساس شهود است . و آن حاصل و نتيجهء تغيير و تبديل جوهرى نفس اوست ، كه بواسطهء حركت و سير طريق إلى الله و وصول به حريم كبريائى حقّ و فناء تامّ و مطلق در ذات احديّت و حذف جميع تعيّنات ماهوى ؛ هر تعيّنى از تعيّنات بشرى را كنار گذارده ، مندكّ در ذات پروردگار و هو هويّت محضه گرديده است . او ديگر بشر نيست و اوصاف بشرى را فاقد است . فعل او فعل خدا ، كلام او كلام خدا ، سرّ و سويداى او جز خدا نيست . و با اين بيان چنين نتيجه مىگيريم كه : شناخت امام به تمام معنىالكلمه و بالحقيقه و بنحو اطلاق ، و وصول به كنهِ ذات مقدّسش همانا معرفت پروردگار و شناخت واقعى و حقيقى ذات احديّت ، بالحقيقه و به تمام معنىالكلمه خواهد بود . و لذا مرحوم علّامهء طباطبائى فرمودند : راه معرفت امام جز از راه عرفان و سلوك إلى الله مقدور و ميّسر نخواهد شد . راهنما و هادى سيروسلوك إلى الله بايد مندكّ و فانى در مقام ولايت شده باشد بنابراين با توجّه به مطالب گذشته ، پاسخ سؤال دوّم نيز روشن مىشود ؛ و در جواب بايد گفت : شخصى مىتواند راهنما و هادى به حقائق منطويه در سرّ و سويداى امام عليه‌السّلام و راهگشاى به باطن و حقيقت حضرتش گردد كه خود او نيز مندكّ و فانى در مقام ولايت و منمحى در ذات احديّت به تمام معنىالكلمه و بالإطلاق شده باشد . و الّا تا شائبه‌اى از شوائب إنّيّت و تعيّن در او باقى است ، ابداً و ابداً به معرفت امام واقعاً و بالكلّيّه راه نيافته ؛ و هر آنچه از اوصاف و كمالات آنان سخن آورد ، از محدودهء سعهء وجودى و مدركات خود تجاوز نمىكند . و آنچه را او امام مىپندارد امام نخواهد بود ، بلكه مرتبه‌اى از مراتب و منزلى از منازل لايتناهاى او به حساب خواهد آمد . و از اينجا اين نكته به دست مىآيد كه استاد بايد از جزئيّت بالمرّه گذشته و به كلّيّت پيوسته باشد ، و از شوائب نفس - بأىّ نحوٍ كان - خارج شده باشد . و هيچ ظلمت